
Kapitelklicken springt direkt hin
Shownotes
تو شهری که دیوارها گوش داشتن
سازمانی وجود داشت که یونیفرم نمیپوشید آنها تو سایه ها زندگی میکردن
ممکن بود تو لباس یه معلم باشن یا یه آشپز یا خلبان
حواسشون جمع بود و منتظر اشتباه قربانیشون بودن
گشتاپو، ارتشی از ارواح بود که بزرگترین سلاحش
ترسی بود که دیده نمیشد اما همهجا وجود داشت