Cover von رختکن بازنده‌ها

Comedy

رختکن بازنده‌ها

von سیاوش صفاریان‌پور و بهزاد عمرانی

Website RSS

بازنده‌ها باهمن! برنده‌ها تنهان

کاری از: بهزاد عمرانی
تهیه کننده: سیاوش صفاریان‌پور

Folgen

  1. اپیزود شماره ۳۳ -رختکن بازنده‌ها-بازنده: علی‌رضا رحیمی

    معلق ماندن بهتر است، یا فرو رفتن در عمق. من، نه ماندن را بلدم، نه غرق شدن را. دود شدن را اما دوست دارم؛ رها شدن از شکل، از وزن، از نام. آهسته بالا رفتن، در آغوش باد گم شدن، بی‌آنکه به جایی برسم. شاید رهایی، نه رسیدن باشد، نه سقوط؛ شاید باید

  2. اپیزود شماره سی و دو - رختکن بازنده‌ها - بازنده: پروین عمرانی

    اپیزود شماره سی و دو - رختکن بازنده‌ها - بازنده: پروین عمرانی روش سامورایی ایستادن تا آخر است و مرام رود رفتن بازنده: پروین عمرانی @parvin_omrani ‌‎اپیزود شماره سی و دوم رختکن بازنده‌ها هم‌اکنون در کست‌باکس و اپلیکیشن فیدیبو و تمامی پلتفرم‌

  3. اپیزود شماره سی و یک - رختکن بازنده‌ها - بازنده: وحید صحت

    بعضی چیزها ‌ها فقط تا وقتی وجود دارند که کسی نگاهشان کند. ابرها این را خوب می‌دانند. برای همین هیچ اصراری ندارند که شبیه چیزی باشند. یک نفر میانشان گوسفندی پیدا می‌کند که آرام می‌چرد، یکی سیبی می‌بیند که هیچ‌وقت از درخت نیفتاده، یکی هم داین

  4. اپیزود شماره سی - رختکن بازنده‌ها - بازنده: رامین پرچمی

    آن شب دریا عصبانی بود. موج‌ها از قدش بلندتر بودند و باد چیزی را در گوشش فریاد می‌زد که آن را نمی‌فهمید. خواست شنا کند. دید شنا کردن بلد نیست. انگار اصلاً هیچ‌چیز بلد نیست. کسی شبانه وارد مغزش شده و همه کشوها را خالی کرده بود. فقط دست و پا م

  5. اپیزود شماره بیست و نهم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: امید گلزاده

    ‎«نخستین صبح زمستان‎آینه‌ای که به آن خیره‌ام‎چهره‌ی پدرم را نشان می دهد» ‎من در هایکو زندگی می‌کنم‎هایکو چشم بسته‎پیوسته در سفر بودن است.-بازنده: امید گلزاده@omidgolzadeh-‌‎اپیزود بیست و نهم رختکن بازنده‌ها هم‌اکنون در کست‌باکس و تمامی پلتف

  6. اپیزود شماره بیست و هشتم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: هستی مهدوی‌فر

    «گوش‌هایم. صدای حرف زدن دست‌هایش. شکوفه‌های گیلاس در باد است.» این هایکو را در اینستاگرام دیدم و برای دوستانم بلند بلند خواندم و بلند بلند خندیدیم که، هایکو چه شکل عجیب و ساده و‌ پیچیده بیان احساس آدمیزاد است. من هایکو نمیفهمم اما اینبار حس

  7. اپیزود شماره بیست و هفتم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: زهرا نعمتی

    آدمها به دو دسته تقسیم می‌شوند. آنهایی که نون ته پیتزا را نمیخورند و آنهایی که نون ته پیتزا را از خود پیتزا بیشتر دوست دارند. این گروه نون بستنی را بیش از بستنی میخواهند. دور کلوچه را از مرکز کلوچه بیشتر دوست دارند. حتی دور نون بربری را بیش

  8. اپیزود شماره بیست و ششم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: نگار ارجمند

    زندگی پر از چیز است. «چیز» کوچکترین واحد برای توضیح خیلی چیزها است. کافیست سعی کنی چیز را از میان کلمات جملات روزمره کم کنی. انگار نمی‌شود. همه ما چیزهایی داریم. حتی احتمال دارد چیز دیگری یا دیگران باشیم. کسی را ندیده‌ام که دست کم یک چیز هم

  9. اپیزود شماره بیست و پنجم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: هاله هاشمی

    «گمان نكنم هرگز بشود جنگى را جشن گرفت، نتيجه‌اش هر چه که باشد.» نميدونم این جمله را از کی شنیدم و کجا خوندم. نمیدونم درسته یا غلط. فقط می‌دونم دلم برای یک میهمونی با موسیقی‌هایی که شعرش را همه با هم می‌خونن، تعدادی می‌رقصند، کسانی با لبخند

  10. اپیزود شماره بیست و چهارم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: ...

    گاهی وقت‌ها میخوابی، هی بیدار میشی، میبینی هنوز صبح نشده. دوباره میخوابی، دوباره بیدار میشی ولی میبینی صبح نشده! اون زمانه که باید به خودت بگی بخواب، این هم یه خوابه؛ به زودی صبح میشه.-بازنده: ...-‎اپیزود بیست و چهارم رختکن بازنده‌ها هم‌اکن

  11. اپیزود شماره بیست و سوم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: امیر‌حسین احمدی

    اون روز مادر بزرگم یک جفت دستکش قرمز برایم بافته بود. من هم با کلی خیال‌ بافته، آنها را دست کردم و به داخل رینگ رفتم. هوا گرم بود و مثل خمیری سنگین به هر طرف کش می‌آمدم. من، از این خواب تکراری متنفرم.-بازنده: امیرحسین احمدی@amirhoahmadilli-

  12. اپیزود شماره بیست و دوم - رختکن بازنده‌ها - مهمان: مرضیه برومند

    «میشه باخت و بازنده نبود، میشه بازنده بود و نباخت.» راستش این جمله هیچ معنای مهمی ندارد؟صرفا یک جمله برای اینستاگرام است که اتفاقا کلی لایک می‌خورد. همین. میهمان [بازنده بیست و دوم] مرضیه برومند -مهمان نوروزی: مرضیه برومند-‎اپیزود بیست و دو

  13. اپیزود شماره بیست و یکم - رختکن بازنده‌ها - بازنده: امیر بزرگی

    بر خلاف آن چه که فکر می‌کنیم خرس قطبی سفید رنگ نیست. موهای تن این خرس مثل جوراب زنانه بی‌رنگ، شفاف است و تراکم زیاد آن تصور سفید بودن ایجاد می‌کند. کلاغ هم عمر عجیب و طولانی ندارد. این‌‌ها را از یک زیست شناس شنیدم. او گفت «کاسیوس» اسم پیر ت

  14. اپیزود شماره بیست - رختکن بازنده‌ها - بازنده: پریسا بختیاری

    مکزیکی ها باور داشتن آدم در سه مرحله میمیره. اولین بار وقتیه که براى اولين بار با مرگ کسی مواجه میشه. ميفهمه هر كارى كنه ديگه اون آدم نیست. دفعه بعد اون زمانه که به شکل فیزیولوژیک مرگ رو تجربه میکنه، همونجایی که دکتر از اتاق میاد بیرون، ماس

  15. اپیزود شماره نوزده - رختکن بازنده‌ها - ریحان جعفری‌زاده

    دیشب تو مهمونی مسابقه تکراری کی از کی بدبخت‌تره راه افتاد. من باختم، مثل تمام عمرم که برنده هیچ مسابقه و قرعه کشی نبودم. من یه بازنده حرفه‌ایم حتی تو باختن. -بازنده‌ی نوزدهم: ریحان جعفری‌زاده-‎اپیزود نوزدهم رختکن بازنده‌ها هم‌اکنون در کست‌ب

  16. اپیزود شماره هجده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: یسنا میرطهماسب

    «در ایستگاه منتظر مترو بودم که کسی تکانم داد و گفت «بیدار شو، آخرین قطار رفته است.»گمان کنم همان کابوس همیشگیست. خندیدم و جواب دادم «من میدونم الان خوابم. گول تو را نمیخورم. ها‌هاها بازنده‌ی هجدهم: یسنا میرطهماسب-‎ اپیزود هجدهم رختکن بازنده

  17. اپیزود شماره هفده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: امیرحسین صدیق

    پدر نجوم، پدر ژنتیک، پدر سینما، پدر کوفت و … ما [احتمالا مردان] مخترع پدر چسباندن به کون کارهای مهم بشریم. اولین حرفی که به زبان آوردم «بابا» بود! این دستپخت مادرم است. اون زمان مامان پیوسته با منِ بی‌زبان حرف می‌زد. «بابا رفت، بابا میاد، ب

  18. اپیزود شماره شانزده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: آریا تابنده‌پور

    کاری که بلدی انجام می‌دهی، شکست می‌خوری، سر خورده می‌شوی و کارت را انجام می‌دهی و دوباره در بیشتر مواقع سر خورده می‌شوی و …هر عکسی جدا از تصویری که دارد، تصویر شانس عکاسش است؛ مهمه چه زمانی دکمه را میزنی. اون لحظه، اون کسری از ثانیه را هیچ‌

  19. اپیزود شماره پانزده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: فرشته کسرایی

    آدمها آینه را اختراع کردند تا تصویر خودشون رو‌ بیینند. از زمان اختراع آینه زمان زیادی گذشته است و تقریبا اغلب آدمها فراموش کرده‌اند کسی که در آینه می‌بینند خود وارونه‌شان است. عجیب است که برایمان این موضوع مهم اهمیت چندانی ندارد که اگر داشت

  20. اپیزود شماره چهارده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: نرگس مختاری

    مامان‌ها بوی منحصر به فرد خودشون رو دارند. هر آدمی یک بویی دارد. اصلا هر چیزی بویی دارد. حتی لحظه‌ها هم بو دارند. در جایی از مغز ما بایگانی بو‌ها قرار گرفته و متخصصان فهمیدن آخرین چیزی که ما از یاد میبریم بو‌ها هستند. این به‌نظر خیلی خوب اس

  21. پیزود شماره سیزده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: سعید ضروری

    نهنگی از درد شدید دم شکایت می‌کرد و برایش سوال بود که چرا آدمها اینقدر سرشون در کون [زندگی] نهنگ‌ها است. حق با او بود. چون سه بار از اقیانوس به خشکی زده بود و سه بار انسان‌ها او را به دریا بازگرداندن. کشان کشان و به زور. بازنده‌ی سیزدهم: سع

  22. اپیزود شماره دوازده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: آنالی شکوری

    از وقتی آینه اختراع شد آدم‌ها بازیگران بهتری شدند. ما تازه فهمیدیم چقدر میتونیم ترسناک‌تر، ملال‌آورتر و خیلی تر های دیگر باشیم. شاید همینجا بود که فهمیدیم میتونیم ترسناک، ملال‌آور و ناجور نباشیم. آینه به ما یاد داد میشه قبل از دیگران به خود

  23. اپیزود شماره یازده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: پوریا عالمی

    ماهی آزاد اقیانوس آرام چهار هزارکیلومتر در اقیانوس سفر می‌کند تا به رودخانه‌ای برسد که به دریا میریزد. ماهی آزاد همچنان کیلومتر‌ها خلاف مسیر رودخانه شنا می‌کند تا جای آرام پیدا کند، تخم‌ریزی و اسپرم‌پاشی کند و اینجا دیگر کارش تمام است، تمام

  24. اپیزود شماره ده - رختکن بازنده‌ها - بازنده: مارال اشگواری

    درست مثل نبات چوب‌داری که در یک فنجان چای فرومیپاشد یک روز، یک زمان، یک لحظه که کسی تصورش را نمی‌کند آنجا را ترک می‌کنی. همه گمان می‌کنند به یکباره رفتی در حالی که مدت‌هاست از قرار با خودت برای رفتن گذشته است. می‌روی و دیگر می‌دانی که چیزی

  25. اپیزود شماره نه - رختکن بازنده‌ها - بازنده: نیلوفر لاری‌پور

    گاهی شنیدن یک تکه موسیقی، مزه‌ یا بویی را از عمق کشوهای حافظه بیرون می‌کشد و آدم را می‌کشد و دوباره زنده می‌کند! گاهی وقت‌ها هم چیزی عجیب آویزان آدم‌ می‌شود که نمی‌دانی کی و کجا تو را از آن خودش کرده است. به هر حال در اغلب اتفاقات ما نقش چن

  26. اپیزود شماره هشت - رختکن بازنده‌ها - بازنده: مهرداد نعیمی

    وسط کلی حرف مهم گفت”بعضی‌ها هم، قبل از اینکه بخوان فکر کنن که لازمه فکر کنن برنده بودن یا بازنده، از خط زندگی عبور می‌کنن و بازیشون تمام میشه.” بعد از این جمله سکوت طولانی پیش آمد که هرگز تمام نشد. بازی در سکوت ممکن و گاهی بهترین کار است. م

  27. اپیزود شماره هفت - رختکن بازنده‌ها - بازنده: بابک چمن‌آرا

    کلکسیونرها و موزه داران شباهت‌ و تفاوت‌‌های زیادی دارند. آدمها گاهی به شکل احمقانه‌ای چیزها را نگه میدارند که‌ هر چه می‌گذرد ارزشمندتر شوند. موزه‌داران کمی فرق دارند، آنها سخاوتمندانه چیزها را در معاشرت با دیگران می‌گذارند، شاید برای اینکه

  28. اپیزود شماره شش - رختکن بازنده‌ها - بازنده: کیومرث مرزبان

    رییس قبیله پاراراپورو میگفت تو جنگل‌ [استوایی] روز برای درخت‌های بلند بلندتره. البته به این معنی نیست که شانسی برای باقی موجودات کوتاه قامت وجود نداره. در طبیعت قانون‌ نانوشته ولی اساسی وجود دارد، اونی برنده است که منعطف‌تره! بازنده این اپی

  29. اپیزود شماره پنج - رختکن بازنده‌ها - بازنده: نازنین مطیعی

    اولیور کان دروازه‌بان تیم فوتبال آلمان، در جام جهانی ۲۰۰۲ گفت شانس چیزی نیست که درب خانه رو بکوبد. شما باید درب ۱۰۰ خانه را بکوبید تا شاید یک درب را شانس باز کند.با اینکه هیچگاه تلفنمان برای برنده شدن در هیچ قرعه‌کشی‌، هیچوقت زنگ نخوده و هی

  30. اپیزود شماره چهار - رختکن بازنده‌ها - بازنده: بهناز جعفری

    پروفسور سمیعی«الکی»می‌گوید: “يافتن پرسش درست، مهمتر از پیدا کردن پاسخ است!” این جمله هیچ ارتباطی به این اپیزود رختکن بازنده‌ها ندارد و اصولا معلوم نیست کی اون رو گفته. ولی شما این جمله را در ذهن داشته باشید، چون ممکنه من اشتباه کنم و یک روز

Ältere Folgen

0:00 / 0:00