تاریخ تازه‌ها

آشوبگران و غارتگران در تظاهرات خیابانی فرانسه کیستند و از کجا دستور می‌گیرند؟

Dienstag, 20. Oktober 2026 · 10 min

MP3

Shownotes

تظاهرات سراسری فرانسویان در اعتراض به گرانی و افزایش هزینه‌های زندگی که روز شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ / ۲۵ مهر ۱۴۰۵ در بیش از ۱۴۰ جای فرانسه از جمله پاریس و شهرهای بزرگ آن کشور و در ادامۀ جنبش دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان برگزار شد، با صحنه‌هایی از خشونت و غارت در مقیاسی بی‌سابقه از زمان «جنبش جلیقه زردها» همراه بود.
مراکز شهری در بسیاری از شهرها به‌ویژه پاریس، لیون، مارسی، بوردو، تولوز و لیموژ آسیب‌ فراوان دیدند. غارتگران مغازه‌ها را غارت کردند؛ خرابکاران چندین ساختمان‌ اداری و اجتماعی و نیز خودروها و دیگر وسایل نقلیه را به آتش کشیدند. بخش بزرگی از ساختمان تاریخی شهرداری لیموژ به آتش سوخت.
تظاهرات گسترده و سراسری روز شنبه در پاسخ به فراخوانی برگزار شد که کنشگرانِ «جنبش جلیقه زردها» در هماهنگی با دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بودند. شمار شرکت کنندگان در تظاهرات برپایۀ آمار پلیس، ۵۵۰،۰۰۰ نفر و به گفتۀ برگزارکنندگان، ۸۰۰،۰۰۰ نفر بود.
نخستین بار نیست که آشوبگران با تظاهرکنندگان درمی‌آمیزند و دست به آشوبگری می‌زنند. به گفتۀ کارشناسان، کم‌تر تظاهراتی در فرانسه می‌توان سراغ کرد که از آشوبگری و خرابکاری در امان مانده باشد. این آشوبگران کیستند؟ مقام‌های مسئول کشور و بیشتر ناظران میدانی از دو گروه اصلی سخن می‌گویند. نخست، کنشگرانِ ایدئولوژیک و دوم، غارتگرانِ فرصت‌طلب.
روزنامۀ «لاکروا» در فردای تظاهرات از قول مسئول «سندیکای پلیس امنیتی» فرانسه نوشت: بیشتر آشوبگران، فعالان سیاسیِ وابسته به جنبش‌های چپ افراطی و گروه‌های آنارشیست انقلابی‌اند که زیر عنوان «بلوک سیاه» (بْلَک بلوُک) نیز از آنان نام می‌برند. بسیاری از آنان دانشجو هستند و از خانواده‌های بورژوا می‌آیند.
آنان با انگیزۀ ایدئولوژیک دست به خرابکاری می‌زنند. در تظاهرات خیابانی به دنبال درگیری و رویارویی با پلیس و نیروهای انتظامی‌اند و در درجۀ نخست، به نهادهای دستگاه دولت مانند شهرداری‌ها و فرمانداری‌ها یا نمادهای نظام سرمایه‌داری مانند بانک‌ها، شرکت‌های چندملیتی، رستوران‌های زنجیره‌ای و فَست فود حمله می‌کنند.
دومین گروه اصلیِ این آشوبگران، غارتگران فرصت‌طلب و مجرمان عادی‌اند که روز به روز بر شمارشان افزوده می‌شود. آنان انگیزۀ صنفی، سیاسی یا امنیتی ندارند و به قصد سرقت و غارتِ مغازه‌ها با تظاهرکنندگان درمی‌آمیزند. برپایۀ گزارش‌های میدانی، بیشتر آنان جوانانی هستند که از مناطق شهری پیرامونی یا حومه‌های شهرهای بزرگ می‌آیند. آنان اعتنایی به خواسته‌های صنفی یا سیاسی تظاهرکنندگان نمی‌کنند. بیشتر آنان حاشیه‌نشین‌اند و عادت به ارتکاب جرایم عمومی و شخصی مانند سرقت، کلاهبرداری یا کتک‌کاری دارند.
این گروه از آشوبگران برخلاف گروه اول، آغازکنندۀ درگیری‌ها نیستند، بلکه از هرج و مرجی که حملات نیروهای پلیس برای پراکندن اعضای گروه اول و جلوگیری از خرابکاری‌های آنان ایجاد می‌شود، استفاده می کنند و وارد معرکه می‌شوند. آنان هدفی جز دزدی و غارت ندارند. کِرکِره‌ها و ویترین‌های مغازه‌ها را می‌شکنند و کالاها را به غارت می‌برند. آنان معمولاً به مغازه‌هایی حمله می‌کنند که فروشندۀ کالاهایی با ارزشِ بالا هستند. زیرا می توانند آن‌ کالاها را دوباره در بازار بفروشند. مانند عینک‌‌فروشی‌ها، فروشگاه‌های تلفن، مغازه‌های لباس‌های لوکسِ گران‌قیمت و فروشگاه‌های تجهیزات الکترونیکی.
البته، بعضی از سازمان‌دهندگان تظاهراتِ روز شنبه، شورش را مجاز می‌دانند. برای مثال، گردانندۀ وب‌سایت «جلیقه زردها» که عملیات پیش‌بینی ‌شده را در شهرهای فرانسه در روز شنبه فهرست کرده بود، کاربستِ خشونت برضد دولت و شرکت‌های چندملیتی را که به گفتۀ او «روز به روز زندگی میلیون‌ها نفر را نابود می‌کنند»، «به حق» می‌داند. به نوشتۀ روزنامۀ «پاریزیَن»، او در تظاهراتی که قرار است در ۵ نوامبر / ۱۴ آبان ۱۴۰۵ برگزار شود، خواهان بی‌نظمی همگانی و اختلال عمومی شده است.
پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهند که جنبش‌های اعتراضی در فرانسه معمولاً با خشونت همراه بوده است. کافی است نگاهی به تاریخ فرانسه بیفکنیم تا ببینیم چگونه پیش از ظهور تظاهراتِ مدرن خیابانی در این کشور، نارضایتی‌های عمومی به‌ویژه در میان دهقانان بیشتر وقت‌ها به شورش‌های دهقانی و درگیری‌های خونین با نیروهای دولتی می‌انجامید. در عصر مدرن، رابطۀ دولت‌های فرانسه با خیابان همواره ستیزآمیز بوده و خشونتِ جنبش‌های اعتراضی، واکنش خشونت‌آمیز دولت‌ها را در پی داشته است.
«جنگ آرد» در ۱۷۷۵ میلادی / ۱۱۵۴ خورشیدی و حمله به زندان باستیّ (باستیل) در سال ۱۷۸۹ / ۱۱۶۸ نشان‌دهندۀ ستیز سیستماتیک مردم این کشور حتی به صورت شورش‌های مسلحانه با نمادهای قدرت است. در جنگ آرد بیش از ۳۰۰ شورش به سبب افزایش قیمت نان و غلات روی داد و سرانجام به انقلاب بزرگ فرانسه انجامید. در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، همزمان با نهادینه شدن حق تظاهرات، اعتصاب های کارگری یا به درگیری‌های خشونت‌آمیز می‌انجامیدند و یا با سرکوب خونین ارتش رو به رو می‌شدند.
کارشناسان و ناظران آگاه، رویداد‌های روز شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ را رویدادهایی بی‌سابقه در تاریخ اعتراضات خیابانی در فرانسه نمی‌دانند. با این حال، در واکنش به آشوب، غارت و خرابکاری در تظاهراتِ روز شنبه، احزاب سیاسی در حال تسویه حساب با یکدیگرند.
سباستیَن لوُکوُرنو، نخست وزیر، از همۀ احزاب سیاسی خواسته است به روشنی بگویند : «در کدامین جبهه قرار دارند». به درخواست او، احزاب سیاسی باید خشونت را بی هیچ ابهامی محکوم کنند. هم‌اکنون، کم و بیش همۀ احزاب راست فرانسه، حزب «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» را به مشروعیت بخشیدن به خشونت یا فراهم کردن بهانه برای آشوبگران متهم می‌کنند. اما رهبر این حزب می‌گوید: اعضا و فعالانِ «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» هیچ مسئولیتی در غارت و خرابکاری ندارند و کاری جز این نکرده‌اند که از خواسته‌های تظاهرکنندگان پشتیبانی کنند. به عکس، حزب او دولت را متهم می کند که عمداً به دنبال ایجاد اختلاف و بی‌نظمی است تا از رسیدگی به خواسته‌های اجتماعی سرباز زند.

0:00 / 0:00