خودداری ترکیه از رویارویی با حوثیهای یمن علل تاریخی و راهبردی دارد
Dienstag, 22. September 2026 · 12 min
Kapitelklicken springt direkt hin
Shownotes
روز شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۶، هاکان فیدان، وزیر امور خارجۀ ترکیه، اعلام کرد که کشورش آمادۀ کمک به عربستان سعودی برای مقابله با حملات شورشیان حوثی است و افزود: از اوایل ماه اوت ۲۰۲۶ / مرداد ۱۴۰۵، ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی با امضای پیمان دفاع جمعی به نام «پیمان مکه» عقد اتحاد بستهاند و چنان که در مادۀ ۵ آن پیمان آمده است، حمله به یکی از امضا کنندگانِ پیمان، اقدامی تجاوزکارانه برضد هر سه کشور قلمداد خواهد شد.
پس از امضای «پیمان مکه»، ترکیه آن را همواره «ابزاری برای بازدارندگی» اعلام کرده است. به همین سبب، کارشناسان سخنان وزیر امور خارجۀ آن کشور را از سویی اعلام همبستگی با عربستان سعودی میدانند و از سوی دیگر، پیامی برای جمهوری اسلامی ایران که پشتیبانِ حوثیهاست. این سخنان در عین حال هشداری است به ایالات متحد آمریکا دربارۀ پیامدهای منطقهای جنگ با ایران.
حوثیها با حمله به عربستان سعودی و به دست گرفتن کنترل بیشتر مناطق ساحلیِ تنگۀ باب المندب، ترکیه را در وضع ژئوپلیتیکی دشواری قرار دادهاند. آن کشور با عربستان سعودی پیمان دفاعی بسته و میباید به تعهدات خود در دفاع از آن کشور عمل کند. با این حال، نمیخواهد منافع استراتژیک خود را در دریای سرخ به خطر بیندازد. ترکیه در عین حال میکوشد از رویارویی با نیروهای طرفدار ایران خودداری کند.
وزیر امور خارجۀ ترکیه با اعلام همبستگی با عربستان سعودی، گفته است که ترکیه آمادۀ پاسخگویی به «نیازهای فنیِ نظامی» عربستان است. با این حال، بعید به نظر میرسد که ترکیه در دفاع از عربستان سعودی نیروی رزمی زمینی بفرستد یا دست به بمباران مواضع حوثیها بزند. زیرا نمیخواهد درگیر جنگهای منطقهای بهویژه جنگ با حوثیها شود.
ترکیه تاکنون از همراهی با ائتلافهای غربی برضد کشورهای منطقه خودداری کرده است. اگرچه در گذشته کشتیهای تجاریِ ترکیه در دریای سرخ هدف قرار گرفتهاند، اما آن کشور همواره احتیاط پیشه کرده و کوشیده است از شرکت در عملیات نظامی به رهبری ایالات متحد و بریتانیا خودداری کند. برای مثال، در آبان ۱۴۰۳ / نوامبر ۲۰۲۴ کشتی باری ترکیه به نام «آنادوُلو اِس» هدف حملۀ موشکی شورشیان حوثی قرار گرفت، زیرا به گفتۀ سخنگوی نظامی حوثیها، آن کشتی به هشدارهای نیروهای دریایی یمن توجه نکرده بود. وزارت امور خارجۀ ترکیه به همین بسنده کرد که آن حمله را محکوم کند.
دولت ترکیه پیوستن به نیروهای دریایی غربی برضد حوثیها را از نظر سیاسی نیز زیانبار میداند، زیرا طرفداران آن دولت در ترکیه، عملیات حوثیها را واکنش به جنگ غزه میدانند. بنابراین، هرگونه همراهی ترکیه با نیروهای غربی برضد حوثیها میتواند به رویگردانی مردم از دولت اردوغان بینجامد. بیسبب نیست که دولت ترکیه به رغم عضویتش در ناتو، بر حفظ استقلال استراتژیکیاش پافشاری میکند و از سوی دیگر، نمیخواهد امنیت کشتیهای تجاریاش در دریای سرخ به خطر بیفتد.
به عقیدۀ بسیاری از کارشناسان، دخالت مستقیم نظامی ترکیه برضد حوثیها، خطوط تدارکاتی دریایی و زیرساختهای ترکیه را در آن سوی تنگه بابالمندب بیدرنگ به خطر خواهد انداخت. ترکیه در ۲۰ سال گذشته از راه های گوناگون از جمله میانجیگری در اختلافها، دیپلماسی، کمکهای بشردوستانه، توسعه و ظرفیتسازی جایگاه ویژهای در آفریقا یافته است.
به گفته کارشناسان، ترکیه در غرب آفریقا و منطقۀ ساحل، روابط دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی خود را توسعه داده است. بعضی از کشورهای ساحل از محصولات صنایع دفاعی ترکیه برای تقویت ظرفیتهای خود در مبارزه با تروریسم استفاده میکنند. بنابراین، دریای سرخ به یکی از مناطق نفوذ ترکیه تبدیل شده است، بهویژه از طریق حضور نظامی و پیمانهای تجاری آن کشور در سومالی.
حوثیها نام خود را از نام حسین بدرالدین حوثی، رهبر پیشین شیعیان زیدیّۀ یمن، گرفتهاند. ترکها آشنایی دیرینهای با زیدیها دارند. آنان از قرن شانزدهم به این سو چندین بار با شیعیان زیدی در شمال یمن درگیر شدهاند. نخست در قرن شانزدهم، سپس در قرن نوزدهم و سرانجام، در اوایل قرن بیستم.
در آغاز، مملوکهای مصر بودند که در سال ۱۵۱۶ میلادی / ۸۹۴ شمسی در جستجوی ادویه و کُندُر، سواحل یمن را تصرف کردند. در همان سال، ترکهای عثمانی مملوکها را شکست دادند و مصر را فتح کردند و سپس در یمن جایگیر شدند. اما بیدرنگ با مقاومت شدید قبایل زیدی رو به رو شدند. عثمانیها که سُنی مذهب بودند، زیدیهای شمال یمن را بدعتگذار میدانستند و از همینرو، بر قبایل سُنی یمنی در مناطق مرکزی و جنوبی تکیه میکردند.
در آن زمان، کنترل یمن به دو دلیل برای عثمانیها اهمیت داشت. نخست به این دلیل که امکان کنترل دو شهر مقدس اسلام یعنی مکه و مدینه را فراهم میکرد و در نتیجه، بر اقتدار سلطانِ ترک که با انتقال قدرت نمادینِ خلافت از قاهره به قسطنطنیه به "امیرالمؤمنین" تبدیل شده بود، میافزود. دوم به این دلیل که ساحل شرقی دریای سرخ (با شهرهای حُدِیده، زَبِید و عدَن) امکان کنترل مسیرهای اصلی کاروانی را از شام تا اقیانوس هند ممکن میکرد.
اما کنترل یمن به رغم لشکرکشی سلطان سلیم دوم، پسر سلیمان قانونی، هرگز به طور کامل ممکن نشد. چیرگی اولیۀ عثمانیها بر ایالت یمن (به طور عمده بر منطقۀ ساحلی تِهامه) با اخراج آنان در سال ۱۶۳۶ / ۱۰۱۴ شمسی پایان یافت. قبایل زیدی آنان را نخست از عدَن، سپس از صنعا و سرانجام، از زَبِید و تِهامه بیرون راندند.
عثمانیها چیرگی بر یمن را با بهرهگیری از جنگهای داخلی میان قبایل زیدی در سال ۱۸۳۳ / ۱۲۱۱ شمسی از سر گرفتند و با تکیه بر قبایل سُنی دوباره سرزمینهای زیر کنترل امامت زیدی را از شهرهای ساحلی به سوی سرزمینهای مرکزی به آرامی و با دشواری فراوان فتح کردند. با گشایش کانال سوئز در سال ۱۸۶۹ / ۱۲۴۷ این منطقه اهمیت استراتژیک یافت. عثمانیها که اقتدار خود را در مصر کم و بیش از دست داده بودند، رفته رفته در برابر پیشروی بریتانیا در آن منطقه عقب نشستند.
آخرین و دردناکترین دورۀ حاکمیت عثمانیها بر یمن، دورۀ ۱۹۰۴ تا ۱۹۱۱ / ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۹ شمسی بود. شورشهای کم و بیش مداوم زیدیان به شورش امامت زیدی تبدیل شد و با ناآرامیهای قبیلهای در عَسیر، ایالت مرزی عربستان سعودی با یمن، شدت گرفت. ارتش عثمانی هزاران سرباز خود را در آنجا از دست داد و در شرایط سیاسی آشفتۀ انقلاب ترکهای جوان، عثمانیها مجبور شدند در اکتبر ۱۹۱۱ پیمانی با امام یحیی حمیدالدین امضا کنند. این رهبر زیدی، پادشاهی متوکلی یمن را بنیان گذاشت و در مقام نخستین پادشاه یمن از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۸ / ۱۲۹۶ تا ۱۳۲۶ بر آن کشور فرمان راند.
بیشک، رهبران کنونی ترکیه شکستهای پی در پی عثمانیها را از زیدیهای یمن فراموش نکردهاند. به همین سبب، تا میتوانند میکوشند با آنان مدارا کنند.