Kapitelklicken springt direkt hin
Shownotes
سحرگاه روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ / ۱۸ اوت ۲۰۲۶، اسرائیل پایگاه هوایی ابوظهور را در سوریه بمباران کرد. این فرودگاه نظامیِ متروکه در شمال غربی سوریه در حدود ۷۰ کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد. به گفتۀ کارشناسان، این حمله هشداری به ترکیه بود.
دولت اسرائیل مسئولیت آن حمله را عصر همان روز به عهده گرفت و مدعی شد که با آن حمله میخواست ترکیه را از استقرار نیرو در آن پایگاه منصرف کند. به گفتۀ دیدهبان حقوق بشر سوریه، چند روز پیش از این حمله یک هیئت ترکیهای از آن پایگاه متروکه بازدید کرده بود، اما آنکارا هرگونه حضور نظامی را یکسره تکذیب کرد.
وزارت دفاع ترکیه حملۀ هوایی اسرائیل را بیدرنگ محکوم کرد. دو روز بعد، مقامهای ترک اعلام کردند که هیچ هیئت نظامی ترکیهای از آن پایگاه بازدید نکرده است و افزودند : ترکیه به پاسداری از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی سوریه ادامه خواهد داد.
از زمان سقوط بشار اسد، ترکیه در بازسازی سوریه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و مدعی است که حمایت نظامیاش از دولت کنونی سوریه محدود به مشاوره و آموزش نظامی است. اما به گفتۀ کارشناسان، ترکیه همچنان به گسترش نفوذ خود در مناطق نزدیک به مرز خود در شمال سوریه ادامه میدهد و از آن سو نیز، اسرائیل در حال گسترش نفوذ خود در جنوب سوریه است.
به گفتۀ تحلیلگرانِ ترک، اسرائیل با حمله به پایگاه متروکۀ ابوظهور که در فاصلۀ کمتر از ۱۰۰ کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد، به دنبال تغییر وضع موجود به سود خود است. دولت ترکیه قصد ندارد از رویارویی با آن کشور خودداری کند و آن را در مسائل دیگر دنبال میکند. روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۱ اوت ۲۰۲۶ وزیر دادگستری ترکیه در حساب کاربری خود در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که در چارچوب تحقیقات جاری دربارۀ توقیف ناوگان بینالمللی برای غزه در ماه مه، از پلیس بینالملل درخواست کرده است برای بنیامین نتانیاهو حکم بازداشت بینالمللی صادر کند.
کارشناسان معتقدند که برای اسرائیل گشودن جبهۀ جدید جنگ با ترکیه بسیار خطرناک است. اما درگیریها میان دو قدرت در عرصههای گوناگون ادامه خواهد یافت. با سقوط بشار اسد و ضعیف شدن «محور مقاومت» (شبکۀ شبهنظامیان و گروههای سیاسی وابسته به جمهوری اسلامی) منافع دو کشور بیدرنگ و به گونهای فزاینده از هم دور شد. با دگرگون شدن ژئوپلیتیک منطقه، سوریه به برخورگاه اصلی منافع آنها تبدیل شد. دولت سوریه میکوشد ارتش خود را به کمک ترکیه بازسازی کند، اما اسرائیل آن را تهدیدی برای امنیت خود میداند.
به گفتۀ «سباستین بوسوا»، پژوهشگر روابط بینالملل و مدیر موسسۀ ژئوپلیتیک اروپا، ترکیه در به قدرت رسیدن رئیس جمهور کنونی سوریه سهم داشت. اسرائیل میخواهد کنترل خود را بر سوریه حفظ کند و از نفوذ تدریجی ترکیه و دیگر قدرتهای منطقهای در آن کشور جلوگیری کند.
در حال حاضر، ترکیه یکی از حامیان اصلیِ منطقهای دولت جدید «احمد الشرع» است و قصد دارد در بازسازی سیاسی و امنیتی سوریه همچنان اثرگذار باشد. اما جاهطلبیهای آن به سوریه محدود نمیشود. در سفری که ژوزف خلیل عون، رئیسجمهور لبنان، در ۸ مرداد ۱۴۰۵ / ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ به آنکارا کرد، رجب طیب اردوغان تمایل ترکیه را برای شرکت در هر سازوکاری که ممکن است جایگزین «یونیفل» (نیروی موقت سازمان ملل در لبنان) در جنوب لبنان شود، به اطلاع او رساند. دولت ترکیه در عین حال روابط خود را با مقامهای لبنانی افزایش میدهد و کوششهایی در جهت ایجاد روابط نزدیک و دوستانۀ لبنان با سوریه انجام میدهد.
به گفتۀ «پییر سَسین»، مسیحی میهندوست لبنانیِ ساکن فرانسه، ترکیه با این کوششها هدف دیگری را دنبال میکند و آن، عقبنشینی اسرائیل از سرزمینهای لبنان و سوریه است. ترکیه می خواهد قدرت نظامی و تسلیحاتی در دو کشور سوریه و لبنان، مانند هر کشور دیگری، در انحصار دولتهای آن دو کشور باشد. در پس این رویکرد، منطق راهبردی سنجیده و اندیشیدهای نهفته است: از سویی، جلوگیری از احیای نفوذ ایران در آن دو کشور و از سوی دیگر، جلوگیری از گسترش قدرت اسرائیل. به عبارت دیگر، دولت ترکیه میخواهد هم از شکلگیری دوبارۀ «هلال شیعی» در منطقه جلوگیری کند و هم با تقویت کشورهای سوریه و لبنان، یک «وزنۀ تعادل» در برابر اسرائیل ایجاد کند. بنابراین، فهمیدنی است که چرا سوریه و لبنان به میدانهای اصلی رقابت میان ترکیه و اسرائیل تبدیل شده اند.
بیانیهای که وزارت خزانهداری آمریکا در ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۰ اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، نشاندهندۀ حقیقتی است که بعضی از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تنها بخشی از آن را بازگو کردند. خبر این بود که ایالات متحد ده تن از اعضای شبکهای را که مسئول قاچاق پول نقد به حزبالله بودند، تحریم کرده است. نه تن از آنان اهل ترکیه هستند و یک تن ایرانی است. «یونس آلپر ییلماز»، رئیس شبکه، یک تاجر ترک است. به گفتۀ وزارت خزانهداری آمریکا، او از صرافیهای ترکیه، شرکتهای صوری و حسابهای بانکی برای سازماندهی انتقال پول به نیروی قدس استفاده میکرد. سپس، خودروهای حمل پول به جمعآوری پولها میپرداختند و آنها را با پروازهای تجاری به لبنان منتقل میکردند.
آن بخش از حقیقت که در بعضی از رسانههای فارسیزبان ناگفته مانده، این است که به گفتۀ دولت آمریکا، مقامهای ترک در تحقیقاتی که در این باره انجام گرفته و به نابودی شبکۀ قاچاق پول انجامیده، همکاری کرده اند. بنابراین، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد دولت ترکیه انتقال پول به حزبالله را سازماندهی یا از آن محافظت میکرده است.
بنابراین، پرسشی که کارشناسان مطرح میکنند این است که آیا ترکیه تنها خواهان از میان رفتن نفوذ ایران است یا میخواهد از فرادستی و برتری جویی اسرائیل در منطقه نیز جلوگیری کند؟ دنبال کردن همزمان این دو هدف آسان نیست. بیانیۀ وزارت خزانهداری آمریکا به حزبالله، نیروی قدس و شبکههای مالی آنها اختصاص داشت. با این حال، اگر آن را در ارتباط با حملۀ اسرائیل به پایگاه ابوظهور، دخالت فزایندۀ ترکیه در سوریه، کوششهای آن کشور در لبنان و علاقۀ اعلامشدهاش به دوران پس از «یونیفل» بررسی کنیم، میبینیم که مسئلۀ اصلی در «شام» تنها عقبنشینی ایران نیست. مسئله این است که کدام قدرتها در غیاب ایران قصد اعمال نفوذ در منطقه را دارند؟ به نظر میرسد عربستان سعودی نیز به دنبال اشغال فضایی است که نه تنها ایران بلکه اسرائیل نیز در حال از دست دادن آن هستند. در این میان ترکیه مصمم است به هر وسیلهای از جمله با استفاده از روابط نزدیکش با آمریکا و ناتو از پیشروی اسرائیل جلوگیری کند.